(كه ديگري ذيل آن را تا سال 1406 دنبال كرده است). زمينهٴ سياسي آن وقايعنامه بيشتر از جامع التواريخ هيگدِن اقتباس شده است. وقايعنامهٴ صومعهٴ ميوكس مثال خوبي از يك تاريخ صومعه است؛ اين كتاب بسيار مبسوط و براي فهم امور صومعه و مسائل سياسي و ديني در ارتباط با اوضاع صومعه بسيار باارزش است.
گرِي
وقايعنگار انگليسي (وفات: حدود 1369).
سِرتوماس گري كوچك، پسر سِرتوماس گري بزرگ، اهل هيتُن در نُرهامشاير، نرثمبرلند و سپاهي برجستهاي بود. در سال 1345 بهعنوان ارباب ملك هيتُن و فرمانده قلعهٴ نُرهام جانشين پدر شد. در جنگهاي اسكاتلند شركت جست و در سال 1355 او را اسير كردند و به ادينبورگ بردند؛ در سال 1357 آزاد شد. در سال 1359 همراه شاهزادهٴ سياه در فرانسه جنگيد و در حدود سال 1369 درگذشت.
او در اثناي اسارتش در ادينبورگ، ((كنجكاو واهل دقت)) شد و نوشتن وقايعنامهاي را به زبان فرانسه آغاز كرد، كه تاريخ انگلستان از اعصار افسانهاي تا سال 1362 است. آغاز آن، كه يكسره از تواريخ پيشين نقل شده، بيارزش است؛ برخي اطلاعات جديد از زمان فرمانروايي جان لاكلند، به چشم ميخورد، ولي ارزش آن تنها بهخاطر دوران فرمانروايي ادواردهاست، به ويژه در زمينهٴ جنگهاي اسكاتلند و فرانسه.
7. بلژيك
لومويزي
بنديكتي بلژيكي؛ مورخ لاتيني و شاعر فرانسوي (1272ـ1353).
ژيل لومويزي در سال 1272 در تورنه يا نزديك آن در خانوادهٴ معتبري زاده شد. در سال1289 در صومعهٴ سن مارتن در تورنه به سلك بنديكتيان درآمد. بر اثر آشنايي با يك راهب آن صومعه بهنام يان هارلبِكي اخترگو، كه تنها او را از طريق تاريخ لومويزي ميشناسيم و پيشگوييهاي سياسي بسيارش تحقق يافته بود، تحت تأثير قرار گرفت. احتمالاً از سال 1297 تا 1301 در دانشگاه پاريس تحصيل كرد. در سال 1300 به زيارت رم شتافت تا در يوبيلي شركت جويد. در سال 1301 احتمالاً به صومعهاش بازگشت، ولي تا سال بعد مورد تبرك قرار نگرفت. بدبختانه صومعه چنان مقروض بود كه دوبار در معرض محكوميت قرار گرفت و ژيل تا سال 1347 قادر به نجات آن و خودش از مشكلات مالي فراوان نبود. در آن زمان، كه هفتادوپنج سال از عمرش ميگذشت و تقريباً كور شده بود، فعاليت ادبي خود را آغاز كرد! در سال 1351